تبلیغات
خــــزر
 
 
 
سایت در حال بازسازی . . .

حکایت جالب

نویسنده : مهدیه مستانه | تاریخ : 08:33 ب.ظ - شنبه 12 اردیبهشت 1394

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد . بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت :  من لئون تولستوی هستم . زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید


 

آخرین مطالب

» اعتراض خانواده ی ماندلا به مجموعه ی «شمعدونی»!! ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» علت تشکیل سراب چیست؟ ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» چرا آب بی‌رنگ است؟ ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» چرا بعضی وقت‌ها حس می‌کنیم صحنه‌ای از زندگی روزمره خود را در خواب دیده‌ایم؟ ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» 29روش برای خلاق ماندن ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» حکایت جالب ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» قانون الگوی زیر را کشف کنید! ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» عدد نوزده در قرآن ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» آنچه به موفقیت می انجامد ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» مستطیل طلایی ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» یه شگفتی کوچولوی ریاضی!! ( شنبه 12 اردیبهشت 1394 )
» شاخص موفقیت ( جمعه 11 اردیبهشت 1394 )